دریافت نقل‌قول رایگان

نماینده ما به زودی با شما تماس می‌گیرد.
پست الکترونیکی
تلفن / واتس‌آپ
نام
نام شرکت
پیام
0/1000

نیروگاه گاز طبیعی چگونه با نیروگاه‌های زغال‌سنگی مقایسه می‌شود؟

2026-05-22 13:43:00
نیروگاه گاز طبیعی چگونه با نیروگاه‌های زغال‌سنگی مقایسه می‌شود؟

هنگام ارزیابی زیرساخت‌های انرژی برای عملیات صنعتی، تجاری یا در مقیاس بزرگ مورد استفاده توسط شرکت‌های تأمین انرژی، انتخاب بین یک نیروگاه گاز طبیعی و یک نیروگاه سوزاننده زغال‌سنگ یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که یک برنامه‌ریز انرژی می‌تواند اتخاذ کند. هر یک از این فناوری‌ها ویژگی‌های متمایزی از نظر نحوه مدیریت سوخت، شیمی احتراق، پیامدهای زیست‌محیطی، انعطاف‌پذیری عملیاتی و الگوهای هزینه بلندمدت دارند. درک عمیق این تفاوت‌ها به تصمیم‌گیرندگان امکان می‌دهد تا سرمایه‌گذاری‌های خود در زمینه زیرساخت‌ها را با واقعیت‌های نظارتی، پویایی‌های بازار و اهداف پایداری همسو کنند.

natural gas power plant

این مقایسه صرفاً فنی نیست — بلکه استراتژیک است. نیروگاه گاز طبیعی و نیروگاه زغال‌سنگ هر دو انرژی سوخت‌های فسیلی را به برق تبدیل می‌کنند، اما این کار را از طریق فرآیندهای اساساً متفاوتی انجام می‌دهند که پیامدهای بسیار متفاوتی در زمینه‌های هزینه‌های سرمایه‌ای، انطباق با مقررات زیست‌محیطی، ادغام در شبکه برق و انعطاف‌پذیری عملیاتی دارند. این مقاله تفاوت‌های مذکور را در ابعادی که برای ذینفعان انرژی B2B و مدیران تأسیسات صنعتی اهمیت بیشتری دارد، تحلیل می‌کند.

ویژگی‌های سوخت و بازده احتراق

چگالی انرژی و شیمی احتراق

زغال‌سنگ سوخت فسیلی جامدی است که محتوای انرژی آن به‌طور قابل‌توجهی بسته به رده‌بندی آن متغیر است — از لیگنیت در پایین‌ترین سطح تا آنتراکیت در بالاترین سطح. احتراق زغال‌سنگ شامل اکسیداسیون کربن و هیدروژن است، اما همچنین مقادیر قابل‌توجهی گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، جیوه و ذرات معلق را نیز آزاد می‌کند. این فرآورده‌های جانبی الزامات عمده‌ای را برای تصفیهٔ پس‌ازاحتراق در نیروگاه‌های زغال‌سنگ ایجاد می‌کنند، از جمله واحدهای دفع گوگرد از گازهای خروجی (FGD)، صاف‌کننده‌های الکترواستاتیکی و سیستم‌های کاهش انتخابی با کاتالیزور (SCR).

در مقابل، نیروگاه گاز طبیعی متان را می‌سوزاند — سوختی بسیار پاک‌تر با نسبت هیدروژن به کربن بالاتر. این واکنش شیمیایی در مقایسه با زغال‌سنگ، تولید دی‌اکسید کربن به‌مراتب کمتری در هر واحد انرژی، ترکیبات کمتری از گوگرد و تقریباً هیچ ذره‌ای از مواد معلق را به‌دنبال دارد. نتیجه این است که فرآیند احتراق نه‌تنها پاک‌تر، بلکه از نظر ترمودینامیکی نیز در پیکربندی‌های چرخه ترکیبی (کامباین‌سایکل) کارآمدتر است. نیروگاه‌های مدرن گاز طبیعی با چرخه ترکیبی به‌طور معمول بازده حرارتی ۵۵ تا ۶۲ درصد را به‌دست می‌آورند، در حالی که بازده حرارتی معمول نیروگاه‌های زغال‌سنگی بین ۳۳ تا ۴۰ درصد است.

این تفاوت در بازده احتراق در محیط صنعتی امری بی‌اهمیت نیست. بازده بالاتر به این معناست که برای تولید یک خروجی الکتریکی مشخص، واحدهای کمتری سوخت مورد نیاز است که مستقیماً منجر به کاهش هزینه‌های سوخت در هر مگاوات‌ساعت می‌شود. برای بهره‌بردارانی که دارایی‌های تولیدی در مقیاس بزرگ هستند، این مزیت بازدهی در طول عمر عملیاتی تأسیسات به‌طور قابل‌توجهی تقویت می‌شود.

زیرساخت‌های تأمین و مدیریت سوخت

زغال‌سنگ نیازمند زیرساخت‌های گسترده‌ای برای جابه‌جایی و مدیریت است — از جمله حمل و نقل با قطار یا کشتی باری، انبارهای ذخیره‌سازی در محل، سیستم‌های نوار نقاله، دستگاه‌های خردکن، و تأسیسات دفع خاکستر. این زنجیره تأمین هم هزینه‌های سرمایه‌ای قابل‌توجهی را به دنبال دارد و هم بار نگهداری و تعمیرات مداوم را ایجاد می‌کند. انبارهای زغال‌سنگ علاوه بر این، خطرات مسئولیت زیست‌محیطی مربوط به رواناب و کنترل گرد و غبار را نیز به همراه دارند.

نیروگاه‌های گاز طبیعی معمولاً سوخت خود را از طریق زیرساخت‌های لوله‌کشی دریافت می‌کنند که این امر منطقه‌ای‌سازی عملیات در محل را به‌طور چشمگیری ساده‌تر می‌سازد. در این نیروگاه‌ها هیچ انباره بزرگی از سوخت جامد وجود ندارد، هیچ سیستم نوار نقاله سنگینی نصب نشده است و هیچ خاکستر احتراقی که نیاز به دفع داشته باشد، تولید نمی‌شود. گزینه‌های گاز طبیعی فشرده (CNG) یا گاز طبیعی مایع (LNG) نیز امکان احداث نیروگاه در مکان‌هایی را فراهم می‌کنند که دسترسی مستقیم به شبکه لوله‌کشی وجود ندارد و این انعطاف‌پذیری را ارائه می‌دهند که نیروگاه‌های مبتنی بر زغال‌سنگ هرگز نمی‌توانند تأمین کنند. این سادگی در زنجیره تأمین یکی از دلایل اصلی جذابیت فزاینده مدل نیروگاه‌های گاز طبیعی برای پروژه‌های تولید خودکفا انرژی در بخش صنعتی در سراسر جهان است.

عملکرد زیست‌محیطی و انطباق با مقررات

انبعاثات گازهای گلخانه‌ای

شدت کربنی احتراق زغال‌سنگ یکی از استدلال‌های کلیدی در هر مقایسه‌ای است که نیروگاه گاز طبیعی را در بر می‌گیرد. به ازای هر مگاوات‌ساعت، تولید انرژی از زغال‌سنگ معمولاً بین ۸۰۰ تا ۱۰۵۰ گرم معادل دی‌اکسیدکربن منتشر می‌کند، در حالی که یک نیروگاه گاز طبیعی با پیکربندی چرخه ترکیبی حدوداً ۳۵۰ تا ۴۹۰ گرم به ازای هر مگاوات‌ساعت منتشر می‌کند. این امر نشان‌دهنده کاهشی تقریبی ۵۰ درصدی در انتشارات مستقیم کربن برای مقدار یکسانی از برق تولیدشده است.

در محیط‌های نظارتی که قیمت‌گذاری کربن، طرح‌های معامله انتشارات یا الزامات گزارش‌دهی اجباری اعمال می‌شوند، این تفاوت پیامدهای مالی مستقیمی دارد. فعالیت‌کنندگان صنعتی که از نیروگاه‌های گاز طبیعی در محل استفاده می‌کنند، ممکن است هزینه‌های انطباقی بسیار پایین‌تری نسبت به همتایان وابسته به زغال‌سنگ تحمل کنند. با شدت‌گرفتن مقررات کربنی در اقتصادهای صنعتی اصلی، پروفایل مسئولیت بلندمدت دارایی‌های زغال‌سنگ افزایش می‌یابد، در حالی که پروفایل مسئولیت تولید برق مبتنی بر گاز همچنان قابل‌مدیریت‌تر باقی می‌ماند.

ارزش توجه دارد که نشت متان در طول زنجیره تأمین گاز طبیعی می‌تواند بخشی از مزیت کربنی نیروگاه‌های گازی را خنثی کند. با این حال، با مدیریت مدرن یکپارچگی خطوط لوله و برنامه‌های شناسایی نشت، زنجیره‌های تأمین گاز به‌خوبی مدیریت‌شده، همچنان مزیت واضحی از نظر انتشارات بر برق‌رسانی زغال‌سنگ دارند.

کیفیت هوای محلی و انتشار ذرات معلق

فراتر از گازهای گلخانه‌ای، احتراق زغال‌سنگ منجر به تولید دی‌اکسید گوگرد (SO₂)، اکسیدهای نیتروژن (NOₓ)، جیوه و ذرات معلق ریز (PM₂.₅) می‌شود. این آلاینده‌ها در اکثر حوزه‌های قانونی مشمول محدودیت‌های تنظیمی سخت‌گیرانه‌ای هستند که سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در تجهیزات کنترل آلودگی را الزامی می‌سازند. هزینه‌های عملیاتی و نگهداری این سیستم‌ها به‌طور معناداری به هزینه کل مالکیت تأسیسات زغال‌سنگ افزوده می‌شوند.

نیروگاه گاز طبیعی مقدار ناچیزی دی‌اکسید گوگرد تولید می‌کند و هیچ ماده ذره‌ای قابل توجهی منتشر نمی‌کند. اگرچه انتشار اکسیدهای نیتروژن (NOx) همچنان وجود دارد، اما این انتشار بسیار پایین‌تر بوده و با بهینه‌سازی سوختن و فناوری مشعل‌های کم‌NOx به‌راحتی قابل مدیریت است. نتیجه این امر آن است که رعایت مقررات کیفیت هوا برای این تأسیسات بسیار آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر خواهد بود. برای بهره‌برداران صنعتی که ظرفیت تولید انرژی را در مجاورت مناطق مسکونی یا در مناطقی با استانداردهای سخت‌گیرانه کیفیت هوا قرار می‌دهند، گزینه سوخت‌گازی اغلب تنها راه عملی و اجرایی است.

هزینه سرمایه‌گذاری، هزینه بهره‌برداری و اقتصاد چرخه عمر

سرمایه‌گذاری اولیه

نیروگاه‌های حرارتی زغال‌سنگی هزینه‌های سرمایه‌ای بالایی دارند که نه‌تنها ناشی از تجهیزات تولید انرژی خود، بلکه ناشی از سیستم‌های گسترده کنترل آلودگی، زیرساخت‌های جابجایی سوخت و تأسیسات دفع خاکستر نیز هست. صدور مجوزهای زیست‌محیطی به‌تنهایی می‌تواند سال‌ها به زمان‌بندی توسعه یک نیروگاه جدید زغال‌سنگی افزوده و میلیون‌ها دلار هزینه به آن اضافه کند. این ساختار هزینه‌ای که در ابتدا بارگذاری می‌شود، ریسک مالی را برای توسعه‌دهندگان و وام‌دهندگان به‌طور همزمان افزایش می‌دهد.

نیروگاه‌های گازی، به‌ویژه نیروگاه‌های توربین گازی با چرخه باز یا موتورهای گازی رفت‌وبرگشتی، معمولاً هزینه سرمایه‌ای پایین‌تری به ازای هر کیلووات ظرفیت نصب‌شده ارائه می‌دهند. پیکربندی‌های چرخه ترکیبی از نظر سرمایه‌گذاری پرهزینه‌تر هستند، اما هنگامی که الزامات کنترل آلودگی نیز در نظر گرفته شوند، از نظر کلی هزینه نصب‌شده همچنان در مقایسه با نیروگاه‌های زغال‌سنگی رقابت‌پذیر باقی می‌مانند. راه‌حل‌های ماژولار ژنراتور گازی، مانند مجموعه‌های ژنراتوری سری CNG، به فعالان صنعتی امکان می‌دهند تا ظرفیت را به‌صورت تدریجی گسترش دهند، که این امر بار اولیه سرمایه‌گذاری را کاهش داده و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری مرحله‌ای را تسهیل می‌کند.

هزینه‌های سوخت و اقتصاد عملیاتی بلندمدت

قیمت گاز طبیعی در تاریخچهٔ برخی بازارها نسبت به قیمت زغال‌سنگ نوسان‌پذیرتر بوده است که این امر ریسک هزینه‌های سوخت را برای بهره‌برداران نیروگاه‌های گازی ایجاد می‌کند. با این حال، بازده حرارتی بالاتر تولید انرژی مبتنی بر گاز، این ریسک را تا حدی جبران می‌کند، زیرا حجم سوخت مورد نیاز برای هر واحد خروجی را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، عدم وجود هزینه‌های عملیاتی کنترل آلاینده‌ها، هزینه‌های دفع خاکستر و بار سنگین نگهداری و تعمیرات مرتبط با سیستم‌های حمل و نقل زغال‌سنگ، مزیت ساختاری هزینه‌های عملیاتی را برای نیروگاه‌های گازی در اکثر سناریوها فراهم می‌کند.

در دورهٔ عمر عملیاتی ۲۰ تا ۳۰ ساله، اقتصاد نیروگاه‌های گاز طبیعی معمولاً در بازارهای تنظیم‌شده مطلوب‌تر است، به‌ویژه زمانی که هزینه‌های کربن نیز در تحلیل گنجانده شده باشند. بهره‌برداران صنعتی که هزینهٔ کل مالکیت — نه صرفاً سرمایهٔ اولیه — را ارزیابی می‌کنند، به‌طور مداوم دریافته‌اند که تولید انرژی مبتنی بر گاز، پروفایل هزینه‌ای قابل‌پیش‌بینی‌تر و مستدل‌تری را در طول زمان ارائه می‌دهد.

انعطاف‌پذیری عملیاتی و ادغام در شبکه

زمان راه‌اندازی و توانایی پیگیری بار

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های عملیاتی بین نیروگاه گاز طبیعی و نیروگاه زغال‌سنگ، انعطاف‌پذیری عملیاتی است. نیروگاه‌های زغال‌سنگ برای کار در حالت پایه طراحی شده‌اند — یعنی به‌طور کارآمدترین در خروجی ثابت و بالا کار می‌کنند و برای راه‌اندازی از وضعیت سرد، نیازمند چندین ساعت زمان هستند. این ویژگی آن‌ها را برای محیط‌هایی که تقاضای برق به‌طور قابل‌توجهی نوسان دارد یا در آن‌ها پاسخ سریع به سیگنال‌های شبکه مورد نیاز است، نامناسب می‌سازد.

نیروگاه‌های گاز طبیعی، به‌ویژه نیروگاه‌های مبتنی بر فناوری توربین گازی یا موتورهای پیستونی، می‌توانند در عرض چند دقیقه پس از راه‌اندازی به ظرفیت عملیاتی کامل خود برسند. این قابلیت پاسخ‌دهی سریع، تولید انرژی مبتنی بر گاز را با محیط‌های شبکه‌های مدرنی که سهم قابل‌توجهی از انرژی‌های تجدیدپذیر متغیر (مانند باد و خورشید) را در خود جای داده‌اند، بسیار سازگون می‌سازد. با افزایش گسترش تولید انرژی خورشیدی و بادی، توانایی افزایش یا کاهش سریع تولید برق از ارزش فزاینده‌ای برخوردار می‌شود — قابلیتی که نیروگاه‌های زغال‌سنگی اساساً فاقد آن هستند.

انعطاف‌پذیری در اجرا و نیازمندی‌های محل اجرا

نیازمندی‌های فضای فیزیکی یک نیروگاه زغال‌سنگی به‌مراتب بیشتر از نیروگاه گاز طبیعی با ظرفیت معادل است. نیروگاه‌های زغال‌سنگی علاوه بر خود نیروگاه، فضای لازم برای ذخیره سوخت، استخرهای خاکستر و تجهیزات کنترل آلاینده‌ها را نیز نیاز دارند. فرآیندهای صدور مجوز و ارزیابی‌های تأثیرات زیست‌محیطی برای احداث نیروگاه‌های جدید زغال‌سنگی بسیار گسترده و زمان‌بر هستند.

نیروگاه گاز طبیعی می‌تواند در پیکربندی بسیار فشرده‌تری نصب شود. راه‌حل‌های ماژولار مبتنی بر مجموعه‌های نیروگیر گاز طبیعی فشرده‌شده (CNG) را می‌توان در تأسیسات صنعتی، مراکز داده، کارخانه‌های تولیدی یا مکان‌های دورافتاده با زیرساخت محدود نصب کرد. این انعطاف‌پذیری در مقیاس اجرای پروژه و انتخاب محل، مزیت قابل توجهی برای تولید پراکنده و کاربردهای تأمین انرژی خودکفا در بخش صنعتی ایجاد می‌کند. همچنین سرعت توسعه پروژه‌های مبتنی بر گاز به‌طور چشمگیری بالاتر است که منجر به کاهش زمان لازم برای دسترسی به توان می‌شود — عاملی حیاتی برای فعالان صنعتی که با نیاز فوری به ظرفیت مواجه هستند.

تناسب استراتژیک برای فعالان صنعتی و تجاری

هماهنگی با اهداف انتقال انرژی

اپراتورهای صنعتی و تجاری به‌طور فزاینده‌ای تحت فشار ناظران، سرمایه‌گذاران و مشتریان قرار دارند تا پیشرفت خود را در جهت اهداف کربن‌زدایی اثبات کنند. نیروگاه گاز طبیعی، هرچند راه‌حلی بدون انتشار نیست، اما نسبت به تولید برق مبتنی بر زغال‌سنگ، گامی معنادار در جهت کاهش شدت کربن محسوب می‌شود. در شرایطی که انرژی تجدیدپذیر به‌تنهایی نمی‌تواند نیازهای بار پایه یا قابلیت اطمینان را برآورده سازد، تولید برق مبتنی بر گاز، فناوری گذاری معتبری محسوب می‌شود.

بسیاری از اپراتورهای صنعتی استراتژی ترکیبی‌ای را در پیش گرفته‌اند: استقرار نیروگاه گاز طبیعی برای تأمین قابل اعتماد بار پایه و ظرفیت پشتیبانی، همراه با افزودن تدریجی تولید انرژی تجدیدپذیر به سبد فعالیت‌های خود. این رویکرد، ریسک قابلیت اطمینان را مدیریت می‌کند و در عین حال پیشرفت قابل‌اندازه‌گیری‌ای در کاهش انتشارات ایجاد می‌کند. دارایی‌های تولید برق مبتنی بر گاز همچنین گزینه‌ای بلندمدت برای انتقال به سوخت‌های مبتنی بر هیدروژن یا ترکیبات گاز زیستی را فراهم می‌کنند، به‌شرطی که زنجیره‌های تأمین این سوخت‌ها بلوغ لازم را پیدا کنند؛ این امر سطحی از «آمادگی آینده» را فراهم می‌سازد که دارایی‌های مبتنی بر زغال‌سنگ هرگز نمی‌توانند ارائه دهند.

محیط نظارتی و تأمین مالی

محیط تأمین مالی برای نیروگاه‌های جدید زغال‌سنگ در سال‌های اخیر به‌طور چشمگیری سخت‌تر شده است. بسیاری از بانک‌های تجاری بزرگ و مؤسسات تأمین مالی توسعه، وام‌دهی به پروژه‌های جدید زغال‌سنگ را محدود یا کاملاً لغو کرده‌اند. بازارهای بیمه نیز به‌همین ترتیب از پذیرش ریسک زغال‌سنگ فاصله گرفته‌اند. در مقابل، پروژه‌های نیروگاه‌های گاز طبیعی همچنان توانسته‌اند تأمین مالی تجاری را جذب کنند، به‌ویژه زمانی که این پروژه‌ها بتوانند کارایی، کنترل‌های مدرن انتشار و انطباق با اهداف انتقال انرژی را اثبات نمایند.

برای اپراتورهای صنعتی که به دنبال تأمین مالی پروژه‌ها برای ظرفیت تولید انرژی در محل هستند، این تمایز از نظر عملی و فوری اهمیت دارد. مسیر نیروگاه‌های گاز طبیعی دسترسی را به مجموعه‌ای بسیار گسترده‌تر از وام‌دهندگان و ساختارهای سرمایه‌ای نسبت به پروژه‌های زغال‌سنگ باز می‌کند که در بازار امروزی به‌صورت واقع‌بینانه قابل دستیابی نیستند. هنگامی که این مزیت با مزایای عملیاتی، زیست‌محیطی و انعطاف‌پذیری که در طول این مقاله مورد بحث قرار گرفته‌اند، ترکیب شود، مورد استراتژیک استفاده از تولید انرژی مبتنی بر گاز نسبت به زغال‌سنگ در اغلب زمینه‌های کاربردی صنعتی جذاب و قانع‌کننده می‌شود.

سوالات متداول

آیا نیروگاه گاز طبیعی از نیروگاه زغال‌سنگ کارآمدتر است؟

بله، در اکثر پیکربندی‌ها. یک نیروگاه گاز طبیعی مدرن با چرخه ترکیبی، بازده حرارتی ۵۵ تا ۶۲ درصد را دست می‌یابد، در حالی که نیروگاه‌های معمول زغال‌سنگ با بازده ۳۳ تا ۴۰ درصد کار می‌کنند. این مزیت بازدهی به این معناست که مقدار سوخت کمتری برای تولید هر واحد انرژی الکتریکی مصرف می‌شود و در نتیجه هزینه‌های عملیاتی و شدت انتشارات کاهش می‌یابد.

مقایسه انتشارات نیروگاه گاز طبیعی با انتشارات نیروگاه زغال‌سنگ چگونه است؟

یک نیروگاه گاز طبیعی تقریباً ۵۰ درصد کمتر دی‌اکسید کربن به ازای هر مگاوات‌ساعت نسبت به یک نیروگاه زغال‌سنگ منتشر می‌کند. همچنین این نیروگاه مقدار ناچیزی دی‌اکسید گوگرد و تقریباً هیچ ماده ذره‌ای تولید نمی‌کند، بنابراین از نظر اکثر دسته‌بندی‌های آلاینده‌های تحت نظارت، بسیار پاک‌تر است. این امر هم تأثیر زیست‌محیطی و هم هزینه‌های انطباق با مقررات را به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.

آیا یک نیروگاه گاز طبیعی می‌تواند سریع‌تر از یک نیروگاه زغال‌سنگ به تغییرات تقاضای برق پاسخ دهد؟

بله. نیروگاه‌های گاز طبیعی مبتنی بر توربین‌های گازی و موتورهای رفت‌وبرگشتی می‌توانند ظرف چند دقیقه به خروجی کامل برسند، در حالی که نیروگاه‌های زغال‌سنگ برای راه‌اندازی از حالت سرد به چندین ساعت زمان نیاز دارند. این ویژگی نیروگاه‌های گاز طبیعی را بسیار مناسب‌تر از نظر عملکرد در محیط‌های شبکه‌ای می‌سازد که نیازمند توانایی پیگیری سریع بار هستند، به‌ویژه در شرایطی که سهم منابع انرژی تجدیدپذیر متغیر در تولید برق رو به افزایش است.

آیا امروزه تأمین مالی یک نیروگاه گاز طبیعی نسبت به یک نیروگاه جدید زغال‌سنگ آسان‌تر است؟

در محیط مالی کنونی، بله. وام‌دهندگان تجاری اصلی و مؤسسات تأمین مالی توسعه به‌طور گسترده‌ای تأمین مالی پروژه‌های زغال‌سنگ را به دلیل نگرانی‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و حکمرانی محدود کرده‌اند. نیروگاه‌های گاز طبیعی با چشم‌انداز تأمین مالی قابل‌دسترس‌تری روبه‌رو هستند؛ زیرا وام‌دهندگان بیشتری تمایل دارند پروژه‌هایی را که دارای معیارهای کارایی و انطباق با استراتژی‌های انتقال انرژی هستند، حمایت کنند.

فهرست مطالب

شرکت داتونگ آوتوسون کنترل برق و قدرت، محدودیت

حقوق نشر © 2026 شرکت کنترل قدرت اتومبیل داتونگ. محفوظ است.  -  سیاست حفظ حریم خصوصی